تبلیغات
اورداپ - شعر- کرمان اورداپ - شعر- کرمان

اورداپ - شعر- کرمان

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.

اورداپ - شعر- کرمان تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.
علیرضا ١١ دقیقه قبل
شب توی کرمون تنها منتظرت بودم،تا توبیایی رفتم اسقتی استوندم
منتظرت بودم منتظرت بودم
با موتور داغونم کرمونو پیمودم ،نیم ساعتی هم مشتاق اونجا پلاس بودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جان فرسامد گوشیتو ترکوندم ،دلمو دل بی آن شبو فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
دادی اس ام اس گفتی بیا آزادی کم کم ، گفتم مگه کوری تدیدی کندنش ورهم
همتو بودیم حیرون سرگردونو بیرون ،ما توی خیابون حیرون و سرگردون
منتظرت بودم منتظرت بودم
گفتی بریم ورسی هفت باغ ،گفتم گرونه بیا بریم مشتاق
توی همین آغاز باهم چنان زدیم دعوای تیل و داد
رفتی تو به خونه با چشم های گریون، مت تک تنها خوردم مرغ بریون
گفتم از این پس تنها میرم بیرون، اینجوری می تونم بخورم مرغ بریون



طبقه بندی: هنرمندان،

تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1396 | 10:55 ب.ظ | نویسنده : پینار | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.