اورداپ - خاطره

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.

اورداپ - خاطره تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.
♥وحید♥ ٢٨ اردیبهشت ٩۶
سلام
روزی روزگاری بچگی چنار
کلا تو فاز عشق بودم (( از عشق گفتم یادش بخیر اولین عشقم .یه جوجه خریده بودم اسمشو ازیتا گذاشتم بعد بزرگ شد دیدم خروس..اصلا کمرم خم شد)) صبح اول صبحی با هدفون که اهنگ " شما خونتون مورچه داره "رفتم دستشویی.حالا من که نمیدونم چه صداهای تولید کردم ولی بابام منو به عنوان یه داعشی از مرز گذشته میدید بعد بابام میگه بیا از داداشت یاد بگیر.((بابام خطاب به داداشم وحید: ادیسون هم از اولش دانشمند که نبود ...اول برقکشی ساختمانو انجام میداد بعد برقکاری اتومبیلو بعد برقو کسف کرد الان داشت پیشنهاد برق کشی دستشویمونو میداد به داداشم )) به همین برکت تاثیراتشو من بعدظهر رو داداشم دیدم..گفتم داداشم وانتی هندونه به شرط چاقو اومده برو خوبشو بخر بیا..وانتی چاقو زده به هندونه و گفته این خوبه؟ داداشم میگه : اره این خوبه فقط از همین مدل یه سالمشو بده ..میگن همه از محلمون اثاث کشی کردن..جسد وانتی پیدا نشده ....کاری که داداشم کردا یه هیتلرش نتونست بکنه((این داستانو باید تو کتاب اجتماعی قسمت داستانهای خونواده هاشمی بنویسن..والا ما اخرش نفهمیدیم چجور به درک واصل شدن والا اونا سفر میرفتن کتکشو ما میخوردیم)).
برگردیم به صبح . خلاصه رفتیم پای صبحونه ..منم به مامانم با قسمتای مختلف بدنم اشاره میکنم.(( ناظم از ما نفری پنج تومن خواسته ))..اخر سر بابام گفت مثل ادم صبحونتو بخور منم به پشت سریم نگاه کردم گفتم شاید کسی اومده پای سفره...بعدش گفتم مامان من تو حیاط منتظرما..بعد دیدم یه بسته پول دست مامانمه، به من و داداشم نفری پنج تومن از پولو داد....از در پامونو نذاشته بودیم بیرون..بابام میگه برسونمتون.( یه پیکان مدل 65 داشت ..یه درشو میبستی سه درش باز میشد ..بعد با خط نستعلیق رو شیشه عقب نوشته بود من هر چی دارم از دعای خیر مادرم..یکی نیس بگه تو عاق مادرزادی خبر نداری) خلاصه تا اینو گفت یه نگاهی کردم که خودم به خودم گفتم فتبارک الله احسن الخالقین... ..رفتیم مدرسه پولومونو دادیم به ناظم..بعد ظهر اومدیم خونه ..بابام گفت سعید بیا این پیامکارو بخون دیدم دوتا پیامک از مدرسه اومده و نوشته شما به مبلغ دو تومن به مدرسه کمک کردین.یعنی خونوادگی راهزنیم .
تقدیم به دوستای خوب خودم که در هرشرایطی خوبن و میخندن


تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1396 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : پینار | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.